ای مسجد کوفه تو دگر یار نداری
در خلوت شب حیدر کرار نداری
چون فرق عدالت شده شق القمر اینک
بر دین خدا والی و سالار نداری
مهراب تو خالیست از این مرد الهی
دیگر چو علی محرم اسرار نداری
زین پس چه کسی بر دل تو خطبه بخواند
دیگر به سحر چشم گوهر بار نداری
شد ماذنه محروم ازآن صوت الهی
در سجده به معشوق گرفتار نداری
دیگر ز مناجات علی شب خبری نیست
در عمق سحر عاشق دادار نداری
بر درد یتیمان و فقیران به دل شب
باری تو دگر حامی و غمخوار نداری
مخلص شده محزون و سیهپوش ازین غم
چون مثل علی رهبر بیدار نداری
فتح الله آقاخانی(مخلص)
اسفند ۱۴۰۳