افسوس که آن سبز قبا از کف ما رفت
وان سرو سهی همچو صبا از کف مارفت
آن سید جمهور که بد یاور رهبر
شد پرپر و شد پیش خدا از کف ما رفت
آن خادم دربار رضا، خادم ملت
در آن شب تاریک بلا از کف ما رفت
در آتش و درآهن و در فوج درختان
بگشود پر آن مرغ هما از کف ما رفت
آن عامل آرامش این ملت مظلوم
صد حیف که با حرف جفا از کف ما رفت
آینده به چشمان خرد تیره و تار است
ای وا اسفا برگ و نوا از کف ما رفت
ای وای بشد خوان وطن طعمه ی اشرار
با دون صفتان باغ صفا از کف ما رفت
ارزش شده بی ارزش و حاکم شده محکوم
اندوه که فرمان خدا از کف ما رفت
محزون بود این مخلص دلگیر و خورد غم
چون حاصل خون شهدا از کف ما رفت
فتحالله آقاخانی (مخلص)تیر۱۴۰۳